readin تمرین خواندن العربية ← فارسی

رسالة قديمة

نامه‌ای قدیمی

A1 عربی رسمی ایران / العربية الرسمية في إيران › پایه هفتم و هشتم / الصفان السابع والثامن معمایی و کارآگاهی 99 words 📅 ۱۹ شهریور ۱۴۰۵

وجدَ سامي رسالةً قديمةً في بيت جدّه. كان الخطّ صغيراً. قرأ سامي الرسالة بصوتٍ هادئ. كانت الرسالة عن صديقٍ اسمه كريم. قالت الرسالة: «كريم بريءٌ. أنا شاهدٌ.» لماذا لم يرسل الجدّ الرسالة؟ سأل سامي أمّه. قالت: «لا أعرف شيئاً.» ذهب سامي إلى بيت كريم. كان كريم رجلاً كبيراً. قال كريم: «جدّك صديقي. لكنّه ما تكلّم.» في المدرسة، وجد سامي صورةً قديمةً. في الصورة كريم وجدّه. كانا يضحكان. لماذا صمت الجدّ سنين طويلة؟

سامی در خانهٔ پدربزرگش نامه‌ای کهنه پیدا می‌کند؛ نامه‌ای که خطی ریز دارد و از دوستی به نام کریم سخن می‌گوید. اما چرا پدربزرگ آن نامه را نفرستاد؟ چرا سال‌ها سکوت کرد؟ این داستان کوتاه عربی با واژگان ساده اما پرکشش، برای زبان‌آموزان سطح پایه تا متوسط فرصتی است تا ساختارهای گذشته، پرسش‌ها و واژگان مربوط به حقیقت و سکوت را تمرین کنند. پایان داستان راز پدربزرگ را آشکار می‌کند و خواننده را به فکر دربارهٔ شجاعت و بخشش وامی‌دارد.

💡 برای مشاهدهٔ ترجمه و تلفظ، روی هر واژه کلیک کنید

وجدَ سامي رسالةً قديمةً في بيت جدّه. كان الخطّ صغيراً. قرأ سامي الرسالة بصوتٍ هادئ. كانت الرسالة عن صديقٍ اسمه كريم.

قالت الرسالة: «كريم بريءٌ. أنا شاهدٌ.» لماذا لم يرسل الجدّ الرسالة؟ سأل سامي أمّه. قالت: «لا أعرف شيئاً.»

ذهب سامي إلى بيت كريم. كان كريم رجلاً كبيراً. قال كريم: «جدّك صديقي. لكنّه ما تكلّم.»

في المدرسة، وجد سامي صورةً قديمةً. في الصورة كريم وجدّه. كانا يضحكان. لماذا صمت الجدّ سنين طويلة؟

قالت أمّ سامي: «جدّك خاف. لكنّه كتب الرسالة.» الآن سامي يعرف الحقيقة. الحقيقة تؤلم. لكنّه قرّر أن يقولها. قال كريم: «شكراً يا سامي. جدّك كان رجلاً طيّباً.»

🌐ترجمهٔ کامل به زبان مادری▼
سامی نامه‌ای کهنه در خانهٔ پدربزرگش یافت. دست‌خط کوچک بود. سامی نامه را با صدایی آرام خواند. نامه دربارهٔ دوستی به نام کریم بود. نامه می‌گفت: «کریم بی‌گناه است. من شاهد هستم.» چرا پدربزرگ نامه را نفرستاد؟ سامی از مادرش پرسید. گفت: «هیچ چیزی نمی‌دانم.» سامی به خانهٔ کریم رفت. کریم مردی بزرگ بود. کریم گفت: «پدربزرگت دوست من بود. اما او سخن نگفت.» در مدرسه، سامی تصویری کهنه یافت. در تصویر کریم و پدربزرگش بودند. آن دو می‌خندیدند. چرا پدربزرگ سال‌ها سکوت کرد؟ مادر سامی گفت: «پدربزرگت ترسید. اما او نامه را نوشت.» اکنون سامی حقیقت را می‌داند. حقیقت درد می‌آورد. اما او تصمیم گرفت که آن را بگوید. کریم گفت: «متشکرم ای سامی. پدربزرگت مردی خوب بود.»

📝 عبارت‌های کلیدی

وجدَ رسالةً قديمةً → نامه‌ای کهنه یافت
بصوتٍ هادئ → با صدایی آرام
لم يرسل الرسالة → نامه را نفرستاد
ما تكلّم → سخن نگفت
سنين طويلة → سال‌های طولانی
قرّر أن يقولها → تصمیم گرفت آن را بگوید
كان رجلاً طيّباً → مردی خوب بود

❓ FAQ

بعد از خواندن این داستان، چگونه می‌توانم واژگان عربی را تمرین کنم؟
پیشنهاد می‌شود فهرستی از واژگان کلیدی مثل «رسالة، شاهد، تكلّم، صمت، الحقيقة» بسازید و برای هر کدام یک جملهٔ جدید بنویسید. سپس داستان را دوباره بخوانید و زیر کلماتی که یاد گرفته‌اید خط بکشید. همچنین می‌توانید با استفاده از این واژگان، خلاصه‌ای شفاهی از داستان تعریف کنید تا هم تلفظ و هم ساختار جمله در ذهن‌تان تثبیت شود.
در جملهٔ «كان كريم رجلاً كبيراً» چرا «رجلاً» منصوب شده است؟
در زبان عربی، پس از افعال ناقصه (كان و اخواتها)، خبر «كان» منصوب می‌شود. در این جمله «كريم» اسم «كان» است و «رجلاً» خبر آن که به صورت منصوب آمده است. صفت «كبيراً» نیز تابع خبر است و منصوب می‌شود. این ساختار یکی از پرکاربردترین قواعد نحوی عربی است و در همین داستان چند بار تکرار شده است.
آیا سکوت پدربزرگ در فرهنگ عربی معنای خاصی دارد؟
در بسیاری از فرهنگ‌های عربی، سکوت در برابر بی‌عدالتی یا ترس از پیامدهای اجتماعی می‌تواند نشانهٔ احتیاط یا فشار جمعی باشد. پدربزرگ سامی با اینکه شاهد بی‌گناهی کریم بوده، اما سال‌ها سکوت کرده است. این سکوت می‌تواند بازتاب ترس از قضاوت دیگران یا حفظ آبروی خانواده باشد. داستان به زیبایی نشان می‌دهد که نوشتن نامه، راهی برای شکستن این سکوت بوده است.
⚡ دربارهٔ متن
مناسب برای
زبان‌آموزان فارسی‌زبان در سطح پایه تا متوسط (A2-B1)
سطح دشواری
آسان تا متوسط؛ جمله‌ها کوتاه و واژگان پرتکرار، اما شامل افعال ناقصه و ساختارهای گذشته است.
واژگان کلیدی
120 words
نکات دستوری
افعال گذشته، افعال ناقصه (كان)، جملات پرسشی، ضمایر متصل
هدف خواندن
تمرین خواندن داستان کوتاه عربی با واژگان ساده و درک ساختارهای پایه.
“وجدَ سامي رسالةً قديمةً في بيت جدّه. كان الخطّ صغيراً. قرأ سامي الرسالة بصوتٍ هادئ. كانت الرسالة عن صديقٍ اسمه كريم. قالت الرسالة: «كريم بريءٌ. أنا شاهدٌ.» لماذا لم يرسل الجدّ الرسالة؟ سأل سامي أمّه. قالت: «لا أعرف شيئاً.» ذهب سامي إلى بيت كريم. كان كريم رجلاً كبيراً. قال كريم: «جدّك صديقي. لكنّه ما تكلّم.» في المدرسة، وجد سامي صورةً قديمةً. في الصورة كريم وجدّه. كانا يضحكان. لماذا صمت الجدّ سنين طويلة؟”
۰ واژه · می‌توانید بدون واژه نیز شروع کنید