readin تمرین خواندن English ← فارسی

The Man Who Sells Umbrellas

مردی که چتر می‌فروشد

A2 Кембриджские экзамены по английскому языку / Cambridge English Qualifications › Кембриджский уровень A2 / Cambridge English: A2 Key شهری و واقع‌گرا 214 words 📅 ۲۵ مهر ۱۴۰۵

Every morning, Sam walks past a small shop on Bridge Street where an old man sells umbrellas. Sam never stops, always rushing to catch his train. But one rainy Tuesday, everything changes when he has no umbrella and the old man offers him one — with a surprising condition. This simple story is perfect for beginner English learners who want to practice everyday vocabulary, the present simple tense, and expressions about weather and feelings. Read on to discover why the old man trusts a stranger.

داستان کوتاه «مردی که چتر می‌فروشد» دربارهٔ سام است که هر روز صبح از کنار مغازهٔ چترفروشی پیر می‌گذرد، اما هیچ‌وقت نمی‌ایستد. یک روز باران شدید می‌بارد و سام بدون چتر می‌ماند. او به مغازه برمی‌گردد و مرد پیر چتری به او می‌دهد، اما شرطی عجیب می‌گذارد. این داستان ساده برای تقویت واژگان روزمره، زمان حال ساده و یادگیری اصطلاحات مربوط به هوا و احساسات بسیار مناسب است. بخوانید تا ببینید چرا مرد پیر به سام اعتماد می‌کند.

💡 برای مشاهدهٔ ترجمه و تلفظ، روی هر واژه کلیک کنید

Every morning, Sam walks to the station. He passes a small shop on Bridge Street. An old man sits outside. He sells umbrellas.

Sam never stops. He is always late for work. The old man smiles and says, "Rain today?" Sam just shakes his head.

One Tuesday, dark clouds cover the sky. Sam's train is late. He waits on the cold platform. Then the rain starts. It is very heavy.

Sam has no umbrella. He gets very wet. He runs back to the shop. The old man gives him a big black umbrella.

"How much?" Sam asks. The old man smiles. "No money today. Just bring it back tomorrow."

Sam is surprised. "You don't know me. Why do you trust me?" The old man laughs. "I see you every day. You always look worried. But you never forget to say hello."

Sam takes the umbrella. On the train, he thinks about the old man. The man sees many people. He remembers every face.

Every morning after that, Sam stops. He says hello. Sometimes he buys a coffee for the old man. They talk about the weather and the city.

Sam still works hard. He still feels tired. But now he has a friend on Bridge Street. And that makes the long days feel shorter.

🌐ترجمهٔ کامل به زبان مادری▼
هر صبح، سام به ایستگاه می‌رود. او از کنار یک مغازهٔ کوچک در خیابان بریج می‌گذرد. یک مرد پیر بیرون می‌نشیند. او چتر می‌فروشد. سام هرگز توقف نمی‌کند. او همیشه برای کار دیر است. مرد پیر لبخند می‌زند و می‌گوید: «امروز باران؟» سام فقط سرش را تکان می‌دهد. یک سه‌شنبه، ابرهای تیره آسمان را می‌پوشانند. قطار سام دیر است. او روی سکوی سرد منتظر می‌ماند. سپس باران شروع می‌شود. خیلی شدید است. سام هیچ چتری ندارد. او خیلی خیس می‌شود. به سمت مغازه برمی‌گردد. مرد پیر یک چتر بزرگ مشکی به او می‌دهد. سام می‌پرسد: «چقدر؟» مرد پیر لبخند می‌زند. «امروز پولی لازم نیست. فقط فردا آن را برگردان.» سام شگفت‌زده است. «تو مرا نمی‌شناسی. چرا به من اعتماد می‌کنی؟» مرد پیر می‌خندد. «من هر روز تو را می‌بینم. تو همیشه نگران به نظر می‌رسی. اما هرگز فراموش نمی‌کنی سلام بگویی.» سام چتر را می‌گیرد. در قطار، به مرد پیر فکر می‌کند. آن مرد بسیاری از مردم را می‌بیند. او هر چهره‌ای را به یاد می‌آورد. هر صبح بعد از آن، سام توقف می‌کند. سلام می‌گوید. گاهی برای مرد پیر قهوه می‌خرد. آن‌ها دربارهٔ هوا و شهر صحبت می‌کنند. سام هنوز سخت کار می‌کند. هنوز احساس خستگی می‌کند. اما حالا در خیابان بریج یک دوست دارد. و این باعث می‌شود روزهای طولانی کوتاه‌تر به نظر برسند.

📝 عبارت‌های کلیدی

walks to the station → به ایستگاه می‌رود (پیاده)
passes a small shop → از کنار یک مغازهٔ کوچک می‌گذرد
is always late for work → همیشه برای کار دیر است
shakes his head → سرش را تکان می‌دهد (نه)
dark clouds cover the sky → ابرهای تیره آسمان را می‌پوشانند
gets very wet → خیلی خیس می‌شود
bring it back tomorrow → فردا آن را برگردان
look worried → نگران به نظر رسیدن
after that → بعد از آن
makes the long days feel shorter → باعث می‌شود روزهای طولانی کوتاه‌تر به نظر برسند

❓ FAQ

چگونه می‌توانم بعد از خواندن این داستان، واژگان مربوط به آب‌وهوا را تمرین کنم؟
پس از خواندن، فهرستی از واژه‌های آب‌وهوایی متن مانند rain، dark clouds، heavy و wet تهیه کنید. سپس برای هر کدام یک جملهٔ جدید بسازید که در زندگی روزمرهٔ خودتان کاربرد داشته باشد. مثلاً: «It was very heavy rain yesterday, so I stayed home.» این کار باعث می‌شود واژه‌ها در حافظهٔ بلندمدت شما تثبیت شوند.
در جملهٔ «You always look worried»، چرا از look استفاده شده و نه are؟
در انگلیسی، فعل look در این ساختار به معنای «به نظر رسیدن» است و بعد از آن صفت می‌آید، نه قید. اگر بگوییم «You are worried» یعنی واقعاً نگران هستی، اما «You look worried» یعنی از ظاهرت نگرانی معلوم است. این تفاوت برای زبان‌آموزان فارسی‌زبان مهم است، چون در فارسی هر دو را می‌توان با «نگران به نظر می‌رسی» یا «نگرانی» بیان کرد.
چرا مرد پیر چتر را بدون پول به سام می‌دهد؟ آیا این رفتار در فرهنگ انگلیسی‌زبان رایج است؟
این رفتار نشان‌دهندهٔ اعتماد و رابطهٔ انسانی است، نه یک رسم تجاری رایج. در فرهنگ‌های انگلیسی‌زبان، به‌ویژه در شهرهای کوچک، رابطهٔ چهره‌به‌چهره و احوال‌پرسی روزانه ارزش زیادی دارد. مرد پیر سام را از چهره می‌شناسد و به او اعتماد می‌کند. این بخش از داستان فرصت خوبی است تا دربارهٔ تفاوت‌های فرهنگی در اعتماد و معاشرت بحث کنید.
چگونه می‌توانم با این داستان تمرین «سایه‌گویی» (shadowing) انجام دهم؟
ابتدا داستان را با صدای بلند بخوانید و روی تلفظ واژه‌هایی مثل «umbrella»، «platform» و «worried» تمرکز کنید. سپس هر پاراگراف را پشت سر هم تکرار کنید، در حالی که به ریتم و آهنگ جمله‌ها توجه دارید. بهتر است هر پاراگراف را سه بار پشت سر هم بخوانید: بار اول آهسته، بار دوم با سرعت طبیعی، بار سوم با احساس. این تمرین به روانی گفتار شما کمک زیادی می‌کند.
در داستان، «shakes his head» به چه معناست و چه تفاوتی با «nods his head» دارد؟
«Shakes his head» یعنی سرش را به چپ و راست تکان می‌دهد که نشانهٔ «نه» یا رد کردن است. در مقابل، «nods his head» یعنی سرش را به بالا و پایین تکان می‌دهد که نشانهٔ «بله» یا تأیید است. در داستان، سام با تکان دادن سر به سؤال مرد پیر دربارهٔ باران پاسخ منفی می‌دهد. این دو عبارت در مکالمات روزمرهٔ انگلیسی بسیار پرکاربرد هستند.
⚡ دربارهٔ متن
مناسب برای
زبان‌آموزان فارسی‌زبان در سطح مبتدی تا پیش‌متوسط (A2-B1) که می‌خواهند دایرهٔ واژگان روزمره و درک مطلب خود را تقویت کنند.
سطح دشواری
سطح آسان؛ جمله‌های کوتاه، زمان حال ساده و واژگان پرکاربرد روزمره.
واژگان کلیدی
120 words
نکات دستوری
زمان حال ساده برای بیان عادت‌های روزانه؛ افعال حسی مانند look و feel؛ حروف اضافهٔ مکان like on, outside, to.
هدف خواندن
تقویت مهارت خواندن و یادگیری واژگان مربوط به آب‌وهوا، احساسات و روابط انسانی از طریق یک داستان کوتاه و جذاب.
“Every morning, Sam walks past a small shop on Bridge Street where an old man sells umbrellas. Sam never stops, always rushing to catch his train. But one rainy Tuesday, everything changes when he has no umbrella and the old man offers him one — with a surprising condition. This simple story is perfect for beginner English learners who want to practice everyday vocabulary, the present simple tense, and expressions about weather and feelings. Read on to discover why the old man trusts a stranger.”
۰ واژه · می‌توانید بدون واژه نیز شروع کنید