readin تمرین خواندن 日本語 ← فارسی

蛍光灯の下の三年間

سه سال زیر نور مهتابی

B1-C1 آزمون کاربردی زبان ژاپنی / 実用日本語検定(J.TEST) › سطح A-C / A-Cレベル عاشقانه 355 words 📅 ۱۶ مهر ۱۴۰۵

区役所の窓口で、三年ぶりに彼女を見た——婚姻届を出しに来たらしい。相手は知らない男性だった。短い会話の中に、辞書を返さなかった日、言い出せなかった言葉、そして三年間の沈黙が浮かぶ。蛍光灯の白い光だけが残る結末まで、二人の「遠慮」が静かに描かれる。日本語のやわらかい感情表現と、言わないことの重さを学べる一篇。

داستانی کوتاه و احساسی دربارهٔ دو نفر که در باجهٔ اداره پس از سه سال به هم می‌رسند. زبانی ساده اما پر از سکوت و حرف‌های ناگفته دارد؛ فرصتی عالی برای یادگیری واژگان اداری، تعارف‌های ژاپنی و تفاوت «遠慮» با بیان مستقیم. اگر می‌خواهید لحن آرام و تلخ داستان‌های ژاپنی را حس کنید، این متن نقطهٔ شروع خوبی است.

💡 برای مشاهدهٔ ترجمه و تلفظ، روی هر واژه کلیک کنید

区役所 の 窓口 で 、 三年ぶり に 彼女 を 見た 。 婚姻届 を 出しに 来たらしい 。 相手 は 、 私 が 知らない 男性 だ っ た 。

「 お久しぶりです 」 と 彼女 は 軽く 会釈した 。 その 声 は 、 以前 と 変わらず 落ち着いていた 。

私たち は 大学 の 同じ サークル で 知り合った 。 翻訳 の 勉強会 で 、 彼女 は いつも 辞書 を 二冊 持ち歩いていた 。 重い から と 私 が 一冊 を 預かり 、 そのまま 返さなかった 日 が あ る 。

「 あの 辞書 、 まだ 持ってる ん で す か 」 と 彼女 が 突然 尋ねた 。 私 は 正直に 頷いた 。 捨てる 理由 が なかった から だ 。

「 実は 、 あの時 返してほしかった 」 と 彼女 は 笑った 。 「 でも 、 言い出せなかった 」

私たち は 、 お互いに 遠慮していた の だ 。 言葉 に しないまま 、 三年 が 過ぎた 。

「 今さら で す け ど 」 と 私 は 言 っ た 。 「 あの頃 、 私 は あなた の こと が — — 」

彼女 は 静かに 首を振った 。 「 知ってました 。 私 も 同じ で し た 」

窓口 の 呼び出し番号 が 鳴った 。 彼女 は 書類 を 受け取り 、 振り返らずに 去っていった 。 蛍光灯 の 白い 光 だけ が 、 私 の 手元 に 残った 。

🌐ترجمهٔ کامل به زبان مادری▼
در باجهٔ ادارهٔ منطقه، پس از سه سال او را دیدم. ظاهراً آمده بود گواهی ازدواج ارائه دهد. طرف مقابل مردی بود که نمی‌شناختم. «خیلی وقت است شما را ندیده‌ام» او به‌آرامی سر تکان داد. صدایش مثل قبل آرام بود. ما در همان گروه دانشجویی دانشگاه آشنا شدیم. در جلسهٔ مطالعهٔ ترجمه، او همیشه دو جلد فرهنگ لغت همراه داشت. روزی به خاطر سنگینی، یک جلد را من امانت گرفتم و همان‌طور پس ندادم. «آن فرهنگ لغت را هنوز داری؟» او ناگهان پرسید. من صادقانه سر تکان دادم. چون دلیلی برای دور انداختنش نداشتم. «در واقع، آن زمان می‌خواستم پس بدهی» او خندید. «اما نتوانستم بگویم.» ما به یکدیگر ملاحظه می‌کردیم. بدون اینکه بگوییم، سه سال گذشت. «حالا دیگر دیر شده، ولی» گفتم. «آن روزها، من به تو—» او آرام سر تکان داد (نه). «می‌دانستم. من هم همین‌طور بودم.» شمارهٔ نوبت باجه به صدا درآمد. او مدارک را دریافت کرد و بدون اینکه برگردد رفت. فقط نور سفید لامپ مهتابی نزدیک دست‌هایم باقی ماند.

📝 عبارت‌های کلیدی

三年ぶりに → پس از سه سال، برای اولین بار بعد از سه سال
お久しぶりです → خیلی وقت است شما را ندیده‌ام (احوال‌پرسی مؤدبانه)
辞書を持ち歩く → فرهنگ لغت را همراه داشتن
言い出せない → نتوانستن به زبان آوردن
お互いに遠慮する → هر دو طرف ملاحظه/رودربایستی کردن
首を振る → سر تکان دادن (به نشانهٔ نه)
振り返らずに去る → بدون برگشتن رفتن

❓ FAQ

بعد از خواندن این داستان، چطور می‌توانم واژگانش را تمرین کنم؟
واژه‌های کلیدی مثل «婚姻届»، «会釈»، «預かる» و «遠慮する» را در کارت‌های فلش‌کارت بنویسید و برای هرکدام یک جملهٔ جدید بسازید که در موقعیت امروزی رخ دهد. سپس داستان را با صدای بلند بخوانید و صدای خود را ضبط کنید تا لحن آرام را تقلید کنید.
تفاوت «言い出せなかった» و «言えなかった» چیست؟
«言えなかった» فقط یعنی نتوانستم بگویم، اما «言い出せなかった» یعنی نتوانستم شروع به گفتن کنم؛ بار احساسی و رودربایستی بیشتری دارد. در متن، او می‌خواست فرهنگ لغت را پس بگیرد ولی نتوانست موضوع را باز کند، پس «言い出せなかった» انتخاب دقیق‌تری است.
«遠慮» در فرهنگ ژاپنی چه جایگاهی دارد و چرا در این داستان مهم است؟
«遠慮» یعنی ملاحظه‌کاری و خودداری از تحمیل خواسته به دیگری. در فرهنگ ژاپنی این رفتار نشانهٔ احترام است، اما در روابط عاشقانه می‌تواند باعث شود حرف‌های مهم گفته نشوند. داستان نشان می‌دهد چگونه همین سکوت مؤدبانه سه سال فاصله ایجاد می‌کند.
چرا نویسنده از «蛍光灯» در پایان استفاده کرده است؟
«蛍光灯» نماد نور سرد، مصنوعی و بی‌روح است؛ برخلاف نور گرم و طبیعی. این تصویر حس تنهایی و پایان‌یافتن را تقویت می‌کند. در ادبیات ژاپنی، نور مهتابی اغلب فضای اداری، بی‌احساسی یا واقعیت خشن را منتقل می‌کند.
⚡ دربارهٔ متن
مناسب برای
زبان‌آموزان سطح متوسط ژاپنی (JLPT N3–N2) که به داستان‌های کوتاه احساسی علاقه دارند
سطح دشواری
متوسط؛ جمله‌ها کوتاه‌اند اما واژگان اداری و تعبیرهای ظریف احساسی دارند
واژگان کلیدی
120 words
نکات دستوری
تفاوت «〜てほしい» و «〜たい»، ساختار «〜ずに»، «〜まま»، و کاربرد «らしい» برای حدس
هدف خواندن
درک لحن آرام و حرف‌های ناگفته در یک داستان کوتاه ژاپنی و یادگیری واژگان موقعیت‌های اداری و عاطفی
“区役所の窓口で、三年ぶりに彼女を見た——婚姻届を出しに来たらしい。相手は知らない男性だった。短い会話の中に、辞書を返さなかった日、言い出せなかった言葉、そして三年間の沈黙が浮かぶ。蛍光灯の白い光だけが残る結末まで、二人の「遠慮」が静かに描かれる。日本語のやわらかい感情表現と、言わないことの重さを学べる一篇。”
۰ واژه · می‌توانید بدون واژه نیز شروع کنید