readin تمرین خواندن 日本語 ← فارسی

隣の部屋の音

صدای اتاق بغلی

B1 آزمون توانایی زبان ژاپنی / 日本語能力試験(JLPT) › سطح N3 / N3レベル ترسناک و مهیج 871 words 📅 ۳۱ شهریور ۱۴۰۵

田中さんは、毎晩十一時に隣の部屋から聞こえる音に悩まされていた。壁が薄いアパートで、隣は空き部屋のはずなのに、決まった時間に何かを引きずるような音がする。友人に相談しても、大家さんに確認しても、はっきりした答えは得られない。しかし、ある夜、壁の向こうから小さな声が聞こえた。「気づいた?」——それは、子供のような細い声だった。空き部屋のはずの隣室から聞こえる声の正体とは。毎晩少しずつ近づいてくる音の意味とは。日本語学習者向けの、ぞっとするほど静かなホラー短編。

داستانی مرموز درباره آقای تاناکا که هر شب سر ساعت یازده صدایی عجیب از اتاق همسایه می‌شنود، در حالی که آن اتاق قرار است خالی باشد. این متن ژاپنی برای زبان‌آموزان سطح متوسط نوشته شده و شامل واژگان روزمره، اصطلاحات مربوط به ترس و تعلیق، و ساختارهای گرامری مفیدی مانند «〜はずだ»، «〜ような» و «〜ながら» است. با خواندن این داستان، هم دایره لغات خود را گسترش می‌دهید و هم با فضاسازی ادبی ژاپنی آشنا می‌شوید. اما حقیقت پشت این صدا چیست؟

💡 برای مشاهدهٔ ترجمه و تلفظ، روی هر واژه کلیک کنید

田中さん は 、 毎晩 十一時 に 隣 の 部屋 か ら 聞こえる 音 に つ い て 、 不思議 に 思っていた 。 壁 が 薄い アパート で 、 隣 の 部屋 に は 誰も 住んでいない はずだ 。 大家さん に 確認しても 、 やはり 空き部屋 だ と 言われた 。 なのに 、 毎晩 決まった 時間 に 、 何か を 引きずる ような 音 が す る 。

最初 は 気のせい だ と 思っていた 。 しかし 、 三日 続けて 同じ 時間 に 同じ 音 を 聞 い て し ま い 、 田中さん は 眠れなくなった 。 音 は 、 必ず 十一時 ちょうど に 始まる 。 十一時 十五分 に ぴたりと 止む 。 まるで 誰か が 時間 を 決 め て 、 繰り返している よ う だ っ た 。

田中さん は 、 友人 に こ の 話 を し て み た 。 友人 は 笑いながら 、 「 それ は 配管 の 音 だ よ 」 と 言 っ た 。 確かに 、 古い アパート で は 配管 の 音 が よく 聞こえる 。 そう思うと 、 少し 安心できた 。

しかし 、 その夜 も 音 は 聞 こ え た 。 しかも 、 今まで より近く 感じられた 。 隣 の 部屋 の 壁 に 、 耳 を 当ててみた 。 すると 、 音 が 急に 止 ま っ た 。 静か に な っ た 瞬間 、 壁 の 向こう か ら 、 小さな 声 が 聞 こ え た 。

「 気づいた ? 」

田中さん は 、 飛び上がる ほど 驚いた 。 隣 は 空き部屋 の はずだ 。 誰も い な い はずだ 。 なのに 、 声 は 確かに 聞 こ え た 。 それ は 、 子供 の ような 、 細い 声 だ っ た 。

次の日 、 田中さん は 大家さん に 相談した 。 大家さん は 困った顔 で 、 「 実は ね 、 そ の 部屋 に は 十年前 に 子供 が 住んでいた ん だ よ 。 で も 、 事故 で 亡くなって ね 。 それから 、 誰も入っていない ん だ 」 と 話 し た 。

田中さん は 、 そ の 話 を 聞 い て 、 ぞっとした 。 毎晩 聞こえる 音 は 、 もしかしたら 、 そ の 子供 が まだ 遊んでいる の か も し れ な い 。 そう思うと 、 夜 が 怖くなった 。

それでも 、 田中さん は 引っ越す こ と が できなかった 。 お金 が な か っ た か ら だ 。 仕方なく 、 耳栓 を し て 寝る こ と に し た 。

ところが 、 耳栓 を し て も 音 は 聞こえる 。 むしろ 、 前より はっきり と 聞こえる よ う に な っ た 。 音 は 、 だんだん 大きくなり 、 言葉 の よ う に も 聞 こ え た 。

「 あそぼ 」

そ の 声 は 、 毎晩 少しずつ 近づいてくる よ う だ っ た 。 田中さん は 、 ついに 隣 の 部屋 の ドア を 開けてみる こ と に し た 。 ドア は 、 鍵 が かかっていなかった 。 ゆっくり と 開 け る と 、 中 は 暗く 、 ほこりっぽい 匂い が し た 。

部屋 の 中 に は 、 何もなかった 。 た だ 、 窓 の そば に 、 小さな 靴 が 一足 だ け 置かれていた 。 それ は 、 今にも 誰か が 履きそうな ほど 、 きれい だ っ た 。

田中さん は 、 そ の 靴 を 持ち上げてみた 。 すると 、 足元 で 、 小さな 声 が し た 。

「 それ 、 わたし の だ よ 」

田中さん は 、 振り返る こ と が できなかった 。

🌐ترجمهٔ کامل به زبان مادری▼
آقای تاناکا هر شب درباره صدایی که ساعت یازده از اتاق همسایه شنیده می‌شد، فکر می‌کرد و برایش عجیب بود. در آپارتمانی با دیوارهای نازک، قرار بود هیچ‌کس در اتاق همسایه زندگی نکند. حتی وقتی از صاحب‌خانه پرسید، او هم گفت اتاق خالی است. با این حال، هر شب سر ساعت معینی صدایی مثل کشیدن چیزی شنیده می‌شد. اول فکر می‌کرد توهم است. اما سه روز پشت سر هم در همان ساعت همان صدا را شنید و خوابش نبرد. صدا حتماً دقیقاً ساعت یازده شروع می‌شد. دقیقاً ساعت یازده و پانزده دقیقه متوقف می‌شد. انگار کسی زمان را تعیین کرده و تکرار می‌کرد. آقای تاناکا این موضوع را با دوستش در میان گذاشت. دوستش در حالی که می‌خندید گفت: «آن صدای لوله‌کشی است.» واقعاً در آپارتمان‌های قدیمی صدای لوله‌کشی زیاد شنیده می‌شود. وقتی اینطور فکر کرد، کمی آرام شد. اما آن شب هم صدا شنیده شد. علاوه بر این، نزدیک‌تر از قبل احساس می‌شد. گوشش را به دیوار اتاق همسایه گذاشت. ناگهان صدا قطع شد. در لحظه‌ای که ساکت شد، از آن طرف دیوار صدای کوچکی شنیده شد. «متوجه شدی؟» آقای تاناکا از جا پرید. قرار بود همسایه اتاق خالی باشد. قرار بود هیچ‌کس نباشد. با این حال، صدا قطعاً شنیده شد. آن صدایی نازک مثل صدای کودک بود. روز بعد، آقای تاناکا با صاحب‌خانه مشورت کرد. صاحب‌خانه با چهره نگران گفت: «راستش، ده سال پیش یک کودک در آن اتاق زندگی می‌کرد. اما در تصادف فوت کرد. از آن به بعد هیچ‌کس وارد آن نشده.» آقای تاناکا با شنیدن این حرف لرزید. صدایی که هر شب شنیده می‌شود، شاید آن کودک هنوز بازی می‌کند. وقتی اینطور فکر کرد، از شب ترسید. با این حال، آقای تاناکا نتوانست اسباب‌کشی کند. چون پول نداشت. به ناچار تصمیم گرفت با گوش‌بند بخوابد. اما حتی با گوش‌بند هم صدا شنیده می‌شد. بلکه واضح‌تر از قبل شنیده می‌شد. صدا کم‌کم بزرگ‌تر شد و مثل کلمه هم به نظر می‌رسید. «بیا بازی کنیم.» آن صدا هر شب کمی نزدیک‌تر می‌شد. آقای تاناکا سرانجام تصمیم گرفت در اتاق همسایه را باز کند. در قفل نبود. آهسته باز کرد، داخل تاریک بود و بوی گرد و غبار می‌داد. در اتاق هیچ چیز نبود. فقط کنار پنجره یک جفت کفش کوچک گذاشته شده بود. آنقدر تمیز بود که انگار همین حالا کسی می‌خواهد آن را بپوشد. آقای تاناکا آن کفش را بلند کرد. سپس زیر پایش صدای کوچکی شنیده شد. «آن مال من است.» آقای تاناکا نتوانست برگردد.

📝 عبارت‌های کلیدی

気のせいだと思う → فکر کردن که توهم است
耳を当ててみる → گوش را به چیزی چسباندن
飛び上がるほど驚く → از شدت تعجب از جا پریدن
困った顔で → با چهره نگران
ぞっとする → لرزیدن از ترس
仕方なく → به ناچار
今にも〜しそうな → طوری که انگار همین حالا می‌خواهد...
振り返ることができなかった → نتوانست برگردد

❓ FAQ

چگونه می‌توانم بعد از خواندن این داستان، مهارت شنیداری و گفتاری خود را تقویت کنم؟
پیشنهاد می‌شود بخش‌های دیالوگ‌محور داستان، مثل «気づいた؟» و «あそぼ» را انتخاب کنید و تکنیک سایه‌گویی (shadowing) را انجام دهید. ابتدا جمله را چند بار گوش دهید، سپس همزمان با فایل صوتی بلند تکرار کنید. برای تقویت گفتار، می‌توانید از خودتان بپرسید: «اگر جای تاناکا بودم چه می‌کردم؟» و پاسخ را به ژاپنی ضبط کنید. این روش هم تلفظ را بهبود می‌دهد و هم ساختارهای شرطی و ترس را در ذهن تثبیت می‌کند.
تفاوت «〜はずだ» و «〜かもしれない» در این متن چیست؟
«〜はずだ» بیانگر انتظار یا باور قوی بر اساس منطق است، مثل «隣の部屋には誰も住んでいないはずだ» یعنی «باید هیچ‌کس در اتاق همسایه زندگی نکند». اما «〜かもしれない» احتمال ضعیف‌تر را نشان می‌دهد، مثل «その子供がまだ遊んでいるのかもしれない» یعنی «شاید آن کودک هنوز بازی می‌کند». در داستان، تضاد بین این دو ساختار حس تعلیق را تقویت می‌کند: ابتدا باور منطقی، سپس شک و احتمال ترسناک.
آیا در فرهنگ ژاپنی، آپارتمان‌های قدیمی واقعاً چنین شهرتی دارند؟
بله، در ژاپن آپارتمان‌های قدیمی با دیوارهای نازک و لوله‌کشی فرسوده اغلب به صداهای عجیب معروف‌اند. همچنین باورهای عامیانه درباره ارواح و «یورِی» (幽霊) در فرهنگ ژاپنی ریشه دارد. داستان‌های ترسناک ژاپنی معمولاً در فضاهای بسته و روزمره مثل آپارتمان رخ می‌دهند تا حس واقع‌گرایی و ترس را افزایش دهند. این متن نیز از همین سنت ادبی الهام گرفته است.
چگونه می‌توانم واژگان این داستان را به‌صورت مؤثر مرور کنم؟
واژگان کلیدی مثل «引きずる»، «配管»، «耳栓»، «ぞっとする» و «ほこりっぽい» را در کارت‌های فلش‌کارت (Anki) وارد کنید و هر کارت را با یک جمله از داستان همراه کنید. سپس سعی کنید با هر واژه یک جمله جدید بسازید که به تجربه شخصی خودتان مربوط باشد. مثلاً «毎晩、隣の部屋から引きずるような音が聞こえる». این روش حافظه زمینه‌ای را فعال می‌کند و یادگیری را پایدارتر می‌سازد.
⚡ دربارهٔ متن
مناسب برای
زبان‌آموزان سطح متوسط ژاپنی (JLPT N4-N3) که به داستان‌های مرموز و ادبیات تعلیقی علاقه دارند.
سطح دشواری
متوسط؛ شامل واژگان روزمره، ساختارهای شرطی و توصیفی، و اصطلاحات مربوط به ترس و تعلیق.
واژگان کلیدی
120 words
نکات دستوری
ساختارهای «〜はずだ»، «〜ような»، «〜ながら»، «〜てみる»، «〜くなる» و قیدهای تکرار مثل «毎晩» و «必ず».
هدف خواندن
تقویت مهارت خواندن داستان‌های ژاپنی با تمرکز بر واژگان فضاسازی و درک ساختارهای تعلیقی.
“田中さんは、毎晩十一時に隣の部屋から聞こえる音に悩まされていた。壁が薄いアパートで、隣は空き部屋のはずなのに、決まった時間に何かを引きずるような音がする。友人に相談しても、大家さんに確認しても、はっきりした答えは得られない。しかし、ある夜、壁の向こうから小さな声が聞こえた。「気づいた?」——それは、子供のような細い声だった。空き部屋のはずの隣室から聞こえる声の正体とは。毎晩少しずつ近づいてくる音の意味とは。日本語学習者向けの、ぞっとするほど静かなホラー短編。”
۰ واژه · می‌توانید بدون واژه نیز شروع کنید