readin تمرین خواندن Português ← فارسی

O Elevador do Prédio Azul

آسانسور ساختمان آبی

B1 Экзамен CAPLE по португальскому языку / Centro de Avaliação de Português Língua Estrangeira (CAPLE) › DEPLE (B1) / DEPLE (B1) ترسناک و مهیج 169 words 📅 ۱۷ مهر ۱۴۰۵

A Dona Marta volta sempre para casa às onze da noite. Um dia, o elevador do prédio azul para no quinto andar sem que ninguém o chame. A porta abre-se para um corredor escuro e vazio. Ela aperta o botão, mas nada acontece. Então, ouve uma voz de criança... O que estará à espera no quinto andar? Leia esta história curta e misteriosa para praticar português e descobrir o segredo do elevador.

داستان «آسانسور ساختمان آبی» شما را با واژگان روزمره پرتغالی مثل خانه، طبقه، آسانسور و همسایه آشنا می‌کند و در قالب یک روایت معمایی، زمان گذشته و ساختارهای شرطی را تمرین می‌دهد. اگر می‌خواهید یاد بگیرید چطور در پرتغالی تعریف کنید، توصیف کنید و تعلیق بسازید، این متن کوتاه نقطه شروع خوبی است. اما مراقب باشید: بعضی صداها فقط در شب شنیده می‌شوند...

💡 برای مشاهدهٔ ترجمه و تلفظ، روی هر واژه کلیک کنید

A Dona Marta sempre voltava para casa às onze da noite. Ela morava sozinha no sexto andar do prédio azul. O elevador antigo fazia um barulho estranho quando parava no quinto andar.

Na terça-feira, o elevador parou no quinto andar sem que ninguém tivesse chamado. A porta se abriu lentamente. O corredor estava escuro e vazio. Dona Marta apertou o botão para fechar a porta. Nada aconteceu.

Ela esperou um minuto. Depois, ouviu uma voz de criança vindo do corredor. A voz dizia: "Vem brincar, Marta." Ela sentiu um frio na barriga. Naquela noite, ela subiu as escadas correndo até o sexto andar.

No dia seguinte, Dona Marta contou o caso para a vizinha. A vizinha ficou pálida. "O quinto andar está vazio há dez anos", disse ela. "Uma menina morreu lá. Ela tinha sete anos."

Dona Marta nunca mais usou o elevador à noite. Mas agora, todas as noites, ela ouve passos no corredor do quinto andar. E quando olha pela janela, vê uma luz acesa lá embaixo.

🌐ترجمهٔ کامل به زبان مادری▼
خانم مارتا همیشه ساعت یازده شب به خانه برمی‌گشت. او تنها در طبقه ششم ساختمان آبی زندگی می‌کرد. آسانسور قدیمی وقتی در طبقه پنجم متوقف می‌شد، صدای عجیبی می‌کرد. سه‌شنبه، آسانسور بدون اینکه کسی صدایش زده باشد، در طبقه پنجم متوقف شد. در به آرامی باز شد. راهرو تاریک و خالی بود. خانم مارتا دکمه بستن در را فشار داد. هیچ چیز اتفاق نیفتاد. او یک دقیقه منتظر ماند. بعد، صدای کودکی را از راهرو شنید. صدا می‌گفت: «بیا بازی، مارتا.» او سرما در شکمش حس کرد. آن شب، دوان دوان از پله‌ها تا طبقه ششم بالا رفت. روز بعد، خانم مارتا ماجرا را برای همسایه تعریف کرد. همسایه رنگ‌پریده شد. او گفت: «طبقه پنجم ده سال است خالی است. دختری آنجا مرد. او هفت سال داشت.» خانم مارتا دیگر هرگز شب از آسانسور استفاده نکرد. اما حالا، هر شب، صدای قدم‌هایی را در راهرو طبقه پنجم می‌شنود. و وقتی از پنجره نگاه می‌کند، نوری روشن آن پایین می‌بیند.

📝 عبارت‌های کلیدی

voltar para casa → به خانه برگشتن
fazer um barulho → صدا کردن، سر و صدا کردن
sem que ninguém tivesse chamado → بدون اینکه کسی صدا زده باشد
sentir um frio na barriga → ترسیدن، دلشوره داشتن
subir as escadas correndo → دوان‌دوان از پله‌ها بالا رفتن
ficar pálida → رنگ‌پریده شدن
nunca mais → دیگر هرگز
todas as noites → هر شب

❓ FAQ

بعد از خواندن این داستان، چطور می‌توانم واژگان پرتغالی‌ام را تقویت کنم؟
بهترین روش این است که داستان را دوباره بخوانید و هر کلمه مربوط به خانه و ساختمان (مثل elevador، andar، corredor، escadas) را در دفترچه‌ای دسته‌بندی کنید. سپس برای هر کلمه یک جمله جدید بسازید که در آن مکان یا جهت را توصیف کنید. مثلاً: «O elevador parou no terceiro andar.» این تمرین باعث می‌شود واژه‌ها در حافظه بلندمدت شما تثبیت شوند.
در جمله «sem que ninguém tivesse chamado» چرا از تیوسته استفاده شده است؟
عبارت «sem que» همیشه با وجه التزامی (subjuntivo) می‌آید، چون یک عمل فرضی یا غیرواقعی را بیان می‌کند. در اینجا «tivesse chamado» ماضی التزامی است و نشان می‌دهد که هیچ‌کس واقعاً آسانسور را صدا نزده بود. این ساختار در پرتغالی برای بیان عدم وقوع یک عمل در گذشته به کار می‌رود و در داستان‌های تعلیقی بسیار رایج است.
آیا افسانه‌های مربوط به آسانسور و طبقه خالی در فرهنگ برزیل ریشه دارند؟
بله، در فرهنگ شهری برزیل، به‌ویژه در شهرهای بزرگ مثل سائوپائولو و ریو، داستان‌های عامیانه زیادی درباره ساختمان‌های قدیمی و آسانسورهایشان وجود دارد. این قصه‌ها معمولاً به دوران رشد سریع شهرنشینی و ساختمان‌های نیمه‌خالی مربوط می‌شوند. داستان «آسانسور ساختمان آبی» نیز از همین سنت روایی الهام گرفته و به ترس‌های جمعی از فضاهای بسته و ناشناخته اشاره دارد.
چطور می‌توانم مثل این داستان، در پرتغالی تعلیق و ترس ایجاد کنم؟
برای ایجاد تعلیق، از زمان گذشته ناقص (imperfeito) برای توصیف پس‌زمینه و از گذشته ساده (pretérito perfeito) برای رویدادهای ناگهانی استفاده کنید. مثلاً «O elevador parava sempre...» (پس‌زمینه) و بعد «De repente, a porta se abriu.» (رویداد). همچنین جملات کوتاه و توصیف حس‌های جسمی مثل «sentiu um frio na barriga» تأثیر زیادی دارند. این تکنیک‌ها را می‌توانید در نوشتن داستان‌های کوتاه خودتان به کار ببرید.
⚡ دربارهٔ متن
مناسب برای
زبان‌آموزان سطح متوسط (A2-B1) که می‌خواهند دایره واژگان روزمره و ساختارهای روایی پرتغالی را تقویت کنند.
سطح دشواری
متوسط؛ مناسب برای کسانی که با زمان گذشته ساده و ناقص آشنا هستند.
واژگان کلیدی
120 words
نکات دستوری
زمان گذشته ساده و ناقص، وجه التزامی در عبارت «sem que»، حروف اضافه مکانی.
هدف خواندن
درک یک داستان کوتاه معمایی و تمرین واژگان مربوط به خانه و ساختمان.
“A Dona Marta volta sempre para casa às onze da noite. Um dia, o elevador do prédio azul para no quinto andar sem que ninguém o chame. A porta abre-se para um corredor escuro e vazio. Ela aperta o botão, mas nada acontece. Então, ouve uma voz de criança... O que estará à espera no quinto andar? Leia esta história curta e misteriosa para praticar português e descobrir o segredo do elevador.”
۰ واژه · می‌توانید بدون واژه نیز شروع کنید